استیبل کوینها، که زمانی ابزاری تخصصی برای معاملهگران کریپتو بودند، اکنون در حال گذر از این نقش و ورود به پرداختهای واقعی روزمره هستند. این تحول، گامی بلند در مسیر پذیرش گسترده بلاکچین و فناوری وب۳ محسوب میشود. دادههای جدید شرکت تحلیل بلاکچین آرتیمیس (Artemis)، رشد چشمگیر پرداختها با استیبل کوینها را در بخشهای گوناگون نشان میدهد. با این حال، این سهولت با هزینههایی همراه است که گاهی با کارمزدهای سیستم مالی سنتی برابری کرده یا از آنها پیشی میگیرد. این گزارش، دورنمایی پیچیده از آینده پرداختهای دیجیتال ارائه میدهد.
تحقیقات آرتیمیس، با بررسی ۳۳ شرکت، حجم تراکنشهای استیبل کوین را بین ژانویه ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵، بالغ بر ۱۳۶ میلیارد دلار برآورد کرده است که نرخ سالیانه آن به ۱۲۲ میلیارد دلار میرسد. این ارقام، تغییر نقش استیبل کوینها در اقتصاد جهانی را آشکار میسازند. USDT تتر با ۸۵ درصد از حجم کل، پیشتاز بازار است و USDC سیرکل در رتبه بعدی قرار دارد که عمدتاً بر روی شبکههای ترون، اتریوم، زنجیره هوشمند بایننس و پولیگان فعالیت میکند.
آنتونی ییم و اندرو ون آکن از آرتیمیس تاکید میکنند که استیبل کوینها از ابزارهای معاملاتی به یک روش پرداخت جریان اصلی تکامل یافتهاند. این تغییر نقش باعث شده شرکتهای بزرگی چون ویزا، مسترکارت، پیپال و استرایپ در حال ادغام این فناوری باشند. این مجموعه داده، جامعترین گزارش تا به امروز محسوب شده و نمایانگر بخش عمدهای از حجم پرداختهای نوظهور استیبل کوین است که نشاندهنده دگرگونی در تعامل با پول دیجیتال است.
با این حال، این رشد گسترده خالی از اشکال نیست. در حالی که انتقالات همتا به همتا (P2P) بر روی بلاکچینهای کارآمد مانند سولانا تنها کسری از سنت هزینه دارد، کارمزدهای صرافی و تبدیل (شامل کارمزدهای معاملاتی، انتقال شبکه و اسپردهای نرخ ارز) میتوانند این مزیت را به سرعت از بین ببرند. کوین اولری، داور Shark Tank، اخیراً در پلتفرم X به این مشکل اشاره کرد: ازدحام شبکه اتریوم باعث شد کارمزد تراکنشهای کوچک از ۱۰۰۰ دلار فراتر رود که نشانگر چالشهای هزینهای مداوم است.
اولری این وضعیت را به "پرداخت عوارض هزار دلاری برای رانندگی در یک بزرگراه تکبانده" تشبیه کرد و افزود: "وقتی ترافیک واقعی به سیستم وارد میشود، تحت فشار خرد میشود." او تاکید کرد که نوآوری فقط به معنای هیاهو یا حدس و گمان نیست؛ بلکه به معنای ساخت زیرساختی است که بتواند مقیاسپذیری واقعی را مدیریت کند. این اظهارات، لزوم بهبود زیرساختهای بلاکچین و بهینهسازی کارمزدها را برای پذیرش جهانی کریپتو برجسته میکند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که پیشتر، رئیسجمهور دونالد ترامپ قانون Genius Act را امضا کرده بود که چارچوبی فدرال برای ناشران استیبل کوین تعریف میکند. با این حال، منتقدان این قانون را در حل مسائل حمایت از مصرفکننده یا تضاد منافع ناکارآمد میدانند. به عنوان مثال، ترامپ و خانوادهاش حدود ۶۰ درصد از شرکت World Liberty Financial را کنترل میکنند؛ یک شرکت کریپتویی که استیبل کوین USD1 خود را راهاندازی کرده است.
USD1 اخیراً هنگامی که صندوق سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری در امارات متحده عربی از آن برای خرید سهام در بایننس، بزرگترین صرافی ارز دیجیتال جهان، استفاده کرد، شتاب گرفت. همزمان، ترامپ بنیانگذار بایننس، چانگپنگ ژائو (CZ) را عفو کرد، که پیشتر به دلیل عدم جلوگیری از فعالیتهای مجرمانه پولشویی در پلتفرمش زندانی شده بود. USD1 به داراییهای ثابت مانند دلار آمریکا متصل است و ناشران از جمعآوری بهره بر ذخایر پشتوانه توکن سود میبرند.
علیرغم این چالشها و نگرانیهای نظارتی، یافتههای آرتیمیس نشان میدهد که پرداخت با استیبل کوینها در کانالهای تجاری و مصرفکننده به سرعت در حال افزایش است. اگرچه حجم این تراکنشها در مقایسه با سیستمهای مالی سنتی هنوز کوچک است، اما نرخ رشد و پذیرش فزاینده، پتانسیل عظیم استیبل کوینها را برای آینده پرداختهای دیجیتال برجسته میکند. حرکت به سوی پرداختهای واقعی، با همه پیچیدگیهایش، گامی مهم در مسیر بلوغ اکوسیستم کریپتو و ایجاد فناوریهای مالی غیرمتمرکز (DeFi) است.
استیبل کوینها (Stablecoins)، این داراییهای دیجیتال که با هدف ثبات ارزش طراحی شدهاند، مسیر پر پیچ و خم خود را از ابزارهای صرفاً معاملاتی در صرافیهای کریپتو، به سمت پذیرش گستردهتر در پرداختهای دنیای واقعی هموار کردهاند. دادههای جدید شرکت تحلیل بلاکچین «آرتمیس» (Artemis) در نیویورک، حکایت از رشد تصاعدی پرداختها با استیبل کوینها در بخشهای مختلف دارد. با این حال، این راحتی و نوآوری با یک «هزینه» همراه است؛ کارمزدهایی که اغلب با کارمزدهای رایج در سیستم مالی سنتی برابری کرده یا حتی از آنها فراتر میروند.
بر اساس بررسی «آرتمیس» که شامل ۲۲ شرکت فعال در زمینه پرداخت با استیبل کوین و برآوردهای تکمیلی از ۱۱ شرکت دیگر است، حجم تراکنشهای استیبل کوینها بین ژانویه ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵ به ۱۳۶ میلیارد دلار رسیده و نرخ سالانه آن ۱۲۲ میلیارد دلار تخمین زده میشود. در این میان، استیبل کوین USDT تتر با ۸۵ درصد از حجم کل، پیشتاز مطلق است و پس از آن USDC سیرکل قرار دارد که عمدتاً بر روی شبکههای ترون (Tron)، اتریوم (Ethereum)، بایننس اسمارت چین (Binance Smart Chain) و پالیگان (Polygon) فعالیت میکنند. بنیانگذار «آرتمیس»، آنتونی ییم، و دانشمند داده، اندرو ون آکن، تأکید میکنند که استیبل کوینها از ابزارهایی برای معاملهگران، به یک روش پرداخت اصلی و رایج تبدیل شدهاند. شرکتهای بزرگی نظیر ویزا (Visa)، مسترکارت (Mastercard)، پیپال (PayPal) و استرایپ (Stripe) نیز در حال ادغام این فناوری در سیستمهای خود هستند که نشانهای روشن از پتانسیل بالای این داراییهای وب۳ است.
اما این رشد شتابان، روی دیگری نیز دارد. در حالی که انتقالهای همتا به همتا (P2P) بر روی بلاکچینهای کارآمد مانند سولانا (Solana) میتواند کسری از یک سنت هزینه داشته باشد، کارمزدهای مبادله و تبدیل (شامل کارمزد معاملات، انتقالهای شبکه و اسپرد نرخ ارز) به سرعت میتوانند این مزیت را از بین ببرند. این واقعیت، مانعی جدی در مسیر پذیرش کامل استیبل کوینها به عنوان یک جایگزین رقابتی برای سیستمهای مالی موجود است.
مشکل کارمزدهای بالا به طور خاص در شبکههایی با تراکم بالا نمود پیدا میکند. کوین اولری (Kevin O’Leary)، سرمایهگذار معروف برنامه Shark Tank، اخیراً در پلتفرم X (توییتر سابق) به این چالش اشاره کرده است. وی از تجربهای گفت که در آن، تراکم شبکه اتریوم، کارمزدها را برای تراکنشهای کوچک به بیش از ۱۰۰۰ دلار رسانده بود. اولری این وضعیت را با "پرداخت عوارض هزار دلاری برای رانندگی در یک بزرگراه تکمسیره" مقایسه کرد و گفت: "این ثابت میکند آنچه سالهاست میگویم: وقتی ترافیک واقعی به سیستم وارد میشود، تحت فشار خرد خواهد شد." او افزود که بیش از یک دهه در مورد «آنچین» (on-chain) شدن صحبت کردهایم و اکنون که بالاخره پذیرش واقعی در حال وقوع است، این ترکها نمایان میشوند. به گفته اولری، نوآوری صرفاً در مورد هیاهو یا گمانهزنی نیست، بلکه در مورد ساخت زیرساختی است که واقعاً بتواند مقیاسپذیری را مدیریت کند. این دیدگاه، زنگ خطری برای توسعهدهندگان و شرکتهای فعال در اکوسیستم کریپتو است که باید بر روی بهبود مقیاسپذیری بلاکچین و کاهش کارمزد تراکنشها تمرکز کنند تا پرداختهای استیبل کوین بتوانند به طور مؤثر با سیستم مالی سنتی رقابت کنند.
با وجود نفوذ و پذیرش فزاینده استیبل کوینها در کانالهای تجاری و مصرفکننده، طبق یافتههای «آرتمیس»، حجم این پرداختها هنوز در مقایسه با سیستمهای مالی سنتی نسبتاً کوچک است. این موضوع نشان میدهد که چالش کارمزدهای بالا تنها یک نقطه درد برای کاربران نیست، بلکه یک مانع ساختاری بر سر راه پذیرش گسترده بلاکچین و استیبل کوینها است. بحثهایی نظیر تصویب «قانون نابغه» (Genius Act) توسط دونالد ترامپ، هرچند چارچوبی فدرال برای ناشران استیبل کوینها ایجاد میکند، اما به نظر منتقدان، کمتر به مسائل حمایت از مصرفکننده یا تضاد منافع میپردازد. این در حالی است که چالشهای فنی و اقتصادی مانند کارمزدهای شبکه، تأثیر مستقیم و ملموسی بر تجربه روزمره کاربران دارند.
برای اینکه استیبل کوینها بتوانند واقعاً به پتانسیل خود دست یابند و از یک ابزار نوظهور به یک استاندارد جهانی برای پرداختها تبدیل شوند، باید راهکارهای مؤثری برای حل مسئله مقیاسپذیری و کاهش کارمزدهای تراکنش در اکوسیستم کریپتو توسعه یابد. بدون زیرساختی که قادر به مدیریت حجم بالای تراکنشها با هزینهای ناچیز باشد، حتی جذابیت ثبات ارزش و سرعت بلاکچین نیز نمیتواند به تنهایی برای جلب اعتماد و وفاداری کاربران کافی باشد. نوآوری واقعی در دنیای وب۳ نه تنها در خلق مفاهیم جدید، بلکه در ارائه راهحلهای عملی و مقرونبهصرفه برای چالشهای موجود نهفته است.
بازار استیبلکوینها در حال گذر از دوران اولیه خود به عنوان ابزاری صرفاً برای معاملهگران کریپتو بوده و به سرعت در حال تبدیل شدن به یک روش پرداخت جهانی در دنیای واقعی است. دادههای اخیر شرکت تحلیلی بلاکچین Artemis، که در نیویورک مستقر است، رشد چشمگیری را در پرداختهای مبتنی بر استیبلکوینها در بخشهای مختلف نشان میدهد. این رشد، علیرغم اینکه هزینههای مربوط به این پرداختها گاهی با سیستمهای مالی سنتی برابری کرده یا از آن فراتر میرود، همچنان ادامه دارد. این مطالعه جامع که بر اساس بررسی ۲۲ شرکت فعال در حوزه پرداخت استیبلکوین و تخمینهای ۱۱ شرکت دیگر انجام شده، حاکی از حجم تراکنش ۱۳۶ میلیارد دلاری بین ژانویه ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵ است که نرخ سالانه آن ۱۲۲ میلیارد دلار برآورد میشود. این ارقام نشاندهنده یک تغییر پارادایم در نحوه استفاده از داراییهای دیجیتال و اهمیت فزاینده استیبلکوینها در اکوسیستم مالی جدید است.
در میان تمامی استیبلکوینهای فعال در این بازار رو به رشد، تتر با نماد USDT، با اقتدار کامل پیشتاز است. این مطالعه نشان میدهد که USDT با سهمی معادل ۸۵ درصد از کل حجم معاملات، سیطره بیچون و چرای خود را بر این بخش از بازار کریپتو تثبیت کرده است. این پیشتازی گسترده، جایگاه تتر را به عنوان ابزار اصلی برای انجام تراکنشهای بزرگ و کوچک در شبکه بلاکچین برجسته میسازد. پس از تتر، استیبلکوین USDC متعلق به شرکت Circle قرار دارد که عمدتاً بر روی بلاکچینهای محبوب و پرکاربردی مانند ترون (Tron)، اتریوم (Ethereum)، بایننس اسمارت چین (Binance Smart Chain) و پالیگان (Polygon) مورد استفاده قرار میگیرد. این توزیع بازار نشان میدهد که اگرچه رقابت در حال شکلگیری است، اما تتر همچنان یک نیروی غالب است که بخش عمدهای از جریان مالی استیبلکوینها را کنترل میکند و نقشی محوری در توسعه و پذیرش وب ۳ ایفا میکند.
اهمیت پیشتازی تتر در این است که هرچقدر حجم معاملات و استفاده از یک استیبلکوین بیشتر باشد، نقدینگی آن نیز افزایش یافته و اعتماد به آن در میان کاربران و نهادها بیشتر میشود. این چرخه مثبت به تتر کمک کرده تا موقعیت خود را به عنوان سنگ بنای بسیاری از فعالیتهای مالی در حوزه کریپتو، از جمله معاملات، پرداختها و انتقال داراییها، مستحکمتر کند. سودآوری ناشی از ذخایر پشتوانه استیبلکوینها نیز، که از طریق جمعآوری بهره اوراق قرضه خزانهداری و سایر داراییها به دست میآید، انگیزهای قوی برای صادرکنندگان جهت حفظ این برتری رقابتی است.
آنثونی ییم (Anthony Yim) یکی از بنیانگذاران Artemis و اندرو ون آکن (Andrew Van Aken) دانشمند داده این شرکت، اشاره میکنند که استیبلکوینها از ابزارهای صرفاً معاملاتی به روشی جریان اصلی برای پرداختها تکامل یافتهاند. این تغییر چشمانداز، نه تنها ناشی از افزایش آگاهی عمومی است، بلکه نتیجه سرمایهگذاری و پذیرش این فناوری توسط شرکتهای بزرگ مالی و فناوری نیز هست. غولهایی همچون ویزا (Visa)، مسترکارت (Mastercard)، پیپل (PayPal) و استرایپ (Stripe) در حال ادغام استیبلکوینها در سیستمهای خود هستند که نشاندهنده گامهای بزرگی در جهت پذیرش عمومی گستردهتر است.
مجموعه دادههای Artemis به عنوان جامعترین گزارش تا به امروز شناخته میشود که ۳۳ شرکت را پوشش میدهد و بخش عمدهای از حجم پرداختهای استیبلکوین در حال ظهور را شامل میشود. این ارقام نه تنها از رشد کنونی حکایت دارند، بلکه پتانسیل عظیم استیبلکوینها را برای بازتعریف نحوه انجام پرداختها در سطح جهانی نشان میدهند. این تحولات برای اقتصاد وب ۳ بسیار حیاتی است، زیرا بستری پایدار و قابل پیشبینی برای تبادلات مالی فراهم میآورد که میتواند در کنار سیستمهای سنتی عمل کند و حتی آنها را تکمیل نماید. با این حال، باید توجه داشت که این رشد سریع، با چالشهایی نیز همراه است که در بخش بعدی به آن میپردازیم.
با وجود رشد قابل توجه و پیشتازی تتر در بازار، مسیر پذیرش گسترده استیبلکوینها بدون چالش نیست. یکی از مهمترین موانع، موضوع هزینهها است. در حالی که انتقالهای همتا به همتا (P2P) بر روی بلاکچینهای کارآمدی مانند سولانا (Solana) میتواند تنها کسری از یک سنت هزینه داشته باشد، هزینههای مبادله و تبدیل، شامل کارمزدهای معاملاتی، انتقالهای شبکه و اسپرد نرخ ارز، میتوانند به سرعت این مزیت را از بین ببرند. کوین اولیری (Kevin O’Leary)، داور مشهور برنامه Shark Tank، اخیراً به این نقطه دردناک اشاره کرده است: ازدحام شبکه اتریوم باعث شده است که کارمزدهای برخی تراکنشهای کوچک به بیش از ۱۰۰۰ دلار برسد که چالشهای هزینهای مداوم را برجسته میکند.
اولیری با تشبیهی جالب عنوان کرد: «این مانند پرداخت عوارض هزار دلاری برای رانندگی در یک بزرگراه تکمسیره است.» او افزود: «این ثابت میکند که من سالهاست چه میگویم: وقتی ترافیک واقعی به سیستم وارد شود، زیر فشار خرد میشود.» این اظهارات، نیاز به زیرساختهای بلاکچین قویتر و مقیاسپذیرتر را نشان میدهد که بتواند حجم بالای تراکنشها را بدون افزایش سرسامآور هزینهها مدیریت کند. نوآوری در حوزه کریپتو فقط به هیجان و گمانهزنی محدود نمیشود؛ بلکه به ساخت زیرساختی نیاز دارد که واقعاً بتواند مقیاسپذیری را مدیریت کند و به این ترتیب، اطمینان و اعتماد کاربران را برای استفاده روزمره و فراگیر از این ابزارها افزایش دهد. رفع این چالشها برای رسیدن به هدف نهایی پذیرش عمومی استیبلکوینها و گسترش اکوسیستم وب ۳ حیاتی است.
در فضای رو به رشد و پیچیده ارزهای دیجیتال، بهویژه استیبلکوینها که نقش فزایندهای در پرداختهای واقعی ایفا میکنند، نیاز به یک چارچوب قانونی مشخص بیش از پیش احساس میشود. در همین راستا، چند ماه پیش «قانون GENIUS» توسط رئیسجمهور وقت، دونالد ترامپ، به امضا رسید. این قانون با هدف ایجاد یک چارچوب فدرال برای ناشران استیبلکوینها طراحی شده است. هدف ظاهری این چارچوب، فراهم آوردن وضوح نظارتی و تسهیل پذیرش گستردهتر استیبلکوینها در اکوسیستم مالی جهانی است، همانطور که دادهها نشان میدهند پرداختهای استیبلکوین با رشد سریعی در بخشهای مختلف مواجه شدهاند و پلتفرمهای بزرگی چون ویزا، مسترکارت، پیپال و استرایپ نیز در حال ادغام آنها هستند. این حرکت قانونی، در زمانی حیاتی رخ میدهد که استیبلکوینها از ابزارهای صرفاً معاملاتی برای تریدرها فراتر رفته و به روشی اصلی برای پرداختهای روزمره تبدیل شدهاند، هرچند حجم کل تراکنشهای آنها در مقایسه با سیستمهای مالی سنتی هنوز کوچک است.
با این حال، به محض تصویب قانون GENIUS، انتقادات جدی نسبت به آن مطرح شد. منتقدان بر این باورند که این قانون نتوانسته است به دو مسئله حیاتی در حوزه ارزهای دیجیتال، یعنی «حفاظت از مصرفکننده» و «تضاد منافع»، به اندازه کافی رسیدگی کند. این نقدها به خصوص در اکوسیستم پیچیده وب۳ و کریپتو، اهمیت دوچندانی پیدا میکنند؛ جایی که شفافیت و اعتماد، ارکان اصلی فعالیت محسوب میشوند و پتانسیل بالای کلاهبرداری یا فیشینگ، ضرورت وجود یک چارچوب نظارتی قوی را دوچندان میکند.
یکی از نگرانیهای عمده، بحث تضاد منافع است که میتواند به بیثباتی و سوءاستفادههای بالقوه منجر شود. استیبلکوینها ذاتاً به داراییهای ثابتی مانند دلار آمریکا گره خوردهاند و ناشران آنها از طریق جمعآوری سود حاصل از اوراق قرضه خزانهداری و سایر ذخایر پشتوانه توکن، درآمدزایی میکنند. در غیاب یک نظارت قوی و بیطرفانه، این مدل سودآوری میتواند انگیزههایی را برای تصمیمگیریهایی ایجاد کند که لزوماً در راستای منافع کاربران یا ثبات بازار نباشند و پلتفرمهای مختلف را در معرض خطرات پنهان قرار دهد.
علاوه بر این، در حالی که اکوسیستم کریپتو به سمت پذیرش انبوه پیش میرود، حفاظت از مصرفکننده باید در اولویت باشد. ماهیت نوظهور این فناوریها، از جمله بلاکچین، و پیچیدگیهای مرتبط با تراکنشهای ارز دیجیتال، نیاز به مکانیزمهای قوی برای جلوگیری از کلاهبرداری، فیشینگ و سایر فعالیتهای مخرب را ضروری میسازد. منتقدان معتقدند که قانون GENIUS در این زمینه ناکارآمد است و نمیتواند تضمینهای لازم را برای امنیت و حقوق کاربران نهایی فراهم آورد.
برای درک بهتر انتقادات، میتوان به مثالهای عینی که در متن مرجع به آنها اشاره شده است، نگاه کرد. یکی از موارد برجسته، کنترل حدود ۶۰ درصدی دونالد ترامپ و خانوادهاش بر شرکت «World Liberty Financial» است؛ یک سرمایهگذاری در حوزه کریپتو که استیبلکوین اختصاصی خود با نام USD1 را راهاندازی کرده است. این شرکت اخیراً با استفاده از USD1، در معاملهای ۲ میلیارد دلاری برای تصاحب سهامی در بایننس، بزرگترین صرافی ارز دیجیتال جهان، حضور یافته است. این وضعیت بهوضوح موضوع «تضاد منافع» را در مرکز توجه قرار میدهد، چرا که یک نهاد قانونگذار بهطور همزمان ذینفع اصلی در نهادهای تحت نظارت خود است. این گونه ارتباطات، میتواند اعتماد عمومی را به چارچوبهای قانونی و کل حاکمیت در فضای بلاکچین به شدت کاهش دهد.
علاوه بر این، عفو چانگپنگ ژائو (CZ)، بنیانگذار بایننس، توسط ترامپ که پس از گذراندن دوران محکومیت به دلیل عدم جلوگیری از فعالیتهای مجرمانه پولشویی در پلتفرم خود آزاد شد، از سوی برخی به عنوان «مشمیزکننده» توصیف شده است. اگرچه این عفو مستقیماً به قانون GENIUS مربوط نمیشود، اما در چشمانداز گستردهتر، نگرانیهایی را در مورد استقلال و بیطرفی نهادهای نظارتی و قانونی در قبال بازیگران قدرتمند حوزه کریپتو ایجاد میکند. این موارد به وضوح نشان میدهد که مسائل مربوط به حاکمیت، شفافیت و حفاظت از اکوسیستم در فضای بلاکچین و ارزهای دیجیتال فراتر از صرفاً وضع یک قانون است.
همانطور که کوین اولری، یکی از داوران «شارک تنک»، به درستی اشاره کرده است، نوآوری در این حوزه صرفاً به معنای ایجاد هیجان یا گمانهزنی نیست، بلکه در گروی ساخت زیرساختهایی است که بتوانند مقیاس واقعی را تحمل کنند. این زیرساختها شامل چارچوبهای قانونی مستحکم و بدون سوگیری نیز میشود که قادر به تضمین امنیت و عدالت برای همه شرکتکنندگان در بازار باشند. در غیر این صورت، با رشد واقعی پذیرش، ترکها و نقاط ضعف سیستم بیش از پیش آشکار خواهند شد، همانند پرداخت هزینههای گزاف برای تراکنشهای کوچک که نشاندهنده عدم آمادگی زیرساختهای فعلی است.
در حالی که استیبل کوینها به تدریج از حوزه صرفاً معاملاتی به سمت پرداختهای روزمره در دنیای واقعی حرکت میکنند، چالشها و پیچیدگیهای خاص خود را نیز به همراه دارند. یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای اخیر در این فضا، به امضای قانون GENIUS توسط رئیسجمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ بازمیگردد. این قانون با هدف ایجاد یک چارچوب فدرال برای ناشران استیبل کوین تدوین شد، اما منتقدان معتقدند که در زمینه حمایت از مصرفکننده یا رفع تضاد منافع، کاستیهای جدی داشت.
نکته قابل توجه در این میان، ارتباط مستقیم ترامپ و خانوادهاش با این حوزه است. آنها حدود ۶۰ درصد از شرکت World Liberty Financial را کنترل میکنند؛ یک سرمایهگذاری در حوزه کریپتو که استیبل کوین خود، USD1، را راهاندازی کرده است. USD1 نیز مانند بسیاری از استیبل کوینهای دیگر، به داراییهای ثابت مانند دلار آمریکا وابسته است و ناشران آن میتوانند از جمعآوری بهره اوراق قرضه خزانهداری و سایر ذخایر پشتوانه توکن، سود کسب کنند. این استیبل کوین اخیراً با سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری یک صندوق اماراتی که از USD1 برای خرید سهام در بایننس، بزرگترین صرافی کریپتو جهان، استفاده کرد، momentum قابل توجهی به دست آورد.
همین هفته، دونالد ترامپ، چانگ پنگ ژائو (CZ)، بنیانگذار بایننس را که به دلیل عدم جلوگیری از فعالیتهای مجرمانه پولشویی در پلتفرمش دوران حبس خود را میگذراند، مورد عفو قرار داد. این عفو، با توجه به سرمایهگذاری اخیر صندوق اماراتی با استفاده از USD1 ترامپ در بایننس، به سرعت با انتقادات زیادی مواجه شد و سوالاتی را در مورد تضاد منافع و پیامدهای نظارتی آینده این صنعت مطرح کرد. این اتفاقات نشان میدهد که چگونه سیاست، اقتصاد و فناوری بلاکچین در هم تنیده شدهاند و میتوانند بر پذیرش و اعتبار استیبل کوینها تأثیر بگذارند.
گذشته از این جنجالها، دادههای جدید شرکت تحلیل بلاکچین Artemis مستقر در نیویورک، رشد سریعی در پرداختهای استیبل کوین در بخشهای مختلف را نشان میدهد. بر اساس بررسی ۳۳ شرکت فعال در این زمینه، Artemis تخمین میزند که بین ژانویه ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵، ۱۳۶ میلیارد دلار تراکنش استیبل کوین انجام شده که نرخ سالانه آن به ۱۲۲ میلیارد دلار میرسد. این ارقام حاکی از حرکت استیبل کوینها از صرفاً ابزارهای معاملاتی به یک روش پرداخت اصلی است. تتر (USDT) با ۸۵ درصد حجم معاملات، بازار را در اختیار دارد و پس از آن Circle (USDC) قرار میگیرد که عمدتاً بر روی بلاکچینهای ترون، اتریوم، بایننس اسمارت چین و پالیگان فعالیت میکنند. شرکتهای بزرگی مانند ویزا، مسترکارد، پیپال و استرایپ نیز در حال ادغام این فناوریها هستند که گواهی بر پذیرش فزاینده آنهاست.
با این حال، این رشد چشمگیر بدون هزینه نیست. در حالی که انتقال همتا به همتا (P2P) بر روی بلاکچینهای کارآمدی مانند سولانا میتواند کسری از سنت هزینه داشته باشد، هزینههای مبادله و تبدیل، از جمله کارمزدهای معاملاتی، انتقال شبکه و اسپرد نرخ ارز، میتوانند به سرعت این مزیت را از بین ببرند. کوین اولیری، سرمایهگذار معروف برنامه Shark Tank، اخیراً به این مشکل اشاره کرده و اعلام کرد که تراکم شبکه اتریوم، هزینههایی بالغ بر ۱۰۰۰ دلار را برای تراکنشهای کوچک به همراه داشته است. او این وضعیت را به ۳۴;پرداخت ۱۰۰۰ دلار عوارض برای رانندگی در یک بزرگراه تکبانده۳۴; تشبیه کرد و افزود که ۳۴;وقتی ترافیک واقعی به سیستم وارد میشود، تحت فشار خرد میشود.۳۴; این اظهارات بر نیاز مبرم به زیرساختهایی که بتوانند مقیاسپذیری واقعی را مدیریت کنند، تأکید دارد و نشان میدهد که نوآوری تنها به معنای هیجان یا گمانهزنی نیست، بلکه درباره ساخت پلتفرمهایی است که بتوانند در عمل پاسخگوی نیازهای روزمره باشند.
استیبل کوینها با وجود پتانسیل عظیم برای تسهیل پرداختها و افزایش کارایی در سیستم مالی، در مرحله گذار مهمی قرار دارند. یافتههای Artemis نشان میدهد که پرداختهای استیبل کوین در حال رشد هستند، هرچند در مقایسه با سیستمهای مالی سنتی هنوز کوچکاند. این رشد با چالشهای اساسی مانند کارمزدهای بالا، بهویژه در شبکههای پرطرفدار، و همچنین پیچیدگیهای نظارتی و تضاد منافع احتمالی (مانند آنچه در مورد ترامپ و بایننس دیدیم) همراه است. برای کاربران و سرمایهگذاران ضروری است که هنگام استفاده از استیبل کوینها، به کارمزدهای تراکنشها، انتخاب بلاکچین مناسب و شفافیت پشتوانههای این داراییها دقت کنند. آینده استیبل کوینها به توانایی اکوسیستم در ارائه راهحلهای مقیاسپذیر و مقرونبهصرفه، همراه با چارچوبهای نظارتی واضح و اخلاقی، بستگی دارد تا بتوانند به عنوان یک ابزار مالی پایدار و قابل اعتماد در دنیای واقعی پذیرفته شوند.