دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره جهانی و یکی از مهمترین معیارهای اقتصادی در جهان، همواره نقشی کلیدی در جهتدهی به بازارهای مالی و سرمایهگذاری ایفا کرده است. در سالهای اخیر، افت ارزش دلار در برابر دیگر ارزهای معتبر و همچنین رشد تورم جهانی باعث شده تا سرمایهگذاران و دولتها به دنبال گزینههای جایگزین برای حفظ ارزش داراییهای خود باشند. این تغییرات میتواند چشمانداز تازهای برای بازارهای مالی، رمزارزها و حتی طلا ایجاد کند.
یکی از دلایل اصلی کاهش ارزش دلار، سیاستهای اقتصادی و پولی ایالات متحده است. چاپ گسترده پول توسط فدرال رزرو بهمنظور حمایت از اقتصاد در دورههای بحران، بدهی بالای دولت آمریکا و فشارهای سیاسی بر بانک مرکزی، از مهمترین عوامل تضعیف قدرت خرید دلار هستند. علاوه بر این، افزایش نرخ تورم جهانی باعث شده ارزش واقعی دلار نسبت به ارزهای دیگر کاهش یابد. شاخص دلار (DXY) که قدرت دلار را در برابر سبدی از ارزهای بینالمللی میسنجد، طی ماههای اخیر کاهش چشمگیری را نشان داده و این موضوع نگرانی سرمایهگذاران را افزایش داده است.
طلا همیشه بهعنوان یک دارایی امن در زمانهای بیثباتی اقتصادی مطرح بوده است. با کاهش ارزش دلار، سرمایهگذاران به سمت خرید طلا سوق پیدا میکنند، چرا که این فلز گرانبها برخلاف ارزهای فیات، ارزش ذاتی دارد و عرضه آن محدود است. در دوره اخیر نیز شاهد افزایش بیسابقه بهای طلا بودهایم و تحلیلگران بر این باورند که بخشی از این رشد ناشی از خروج سرمایه از دلار و ورود به بازار طلا بوده است. این موضوع نشان میدهد که طلا همچنان جایگاه محکم خود را بهعنوان پناهگاه امن حفظ کرده است.
رمزارزها بهویژه بیتکوین نیز مانند طلا بهعنوان داراییهای جایگزین برای حفظ ارزش معرفی میشوند. کاهش ارزش دلار، سرمایهگذاران را به سمت داراییهایی با عرضه محدود مانند بیتکوین سوق داده است. بیتکوین به دلیل ماهیت غیرمتمرکز و محدودیت در عرضه، به نوعی "طلای دیجیتال" محسوب میشود. در شرایطی که دلار در حال تضعیف است، بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری و سرمایهگذاران خرد به خرید بیتکوین و اتریوم روی آوردهاند. این روند حتی میتواند آغازگر چرخهای صعودی برای بازار رمزارزها باشد.
بازار اوراق قرضه نیز بهطور مستقیم از وضعیت دلار تاثیر میگیرد. در شرایطی که ارزش دلار کاهش مییابد و تورم در حال رشد است، سرمایهگذاران انتظار دارند نرخ بهره بلندمدت افزایش یابد تا بتوانند بازدهی بیشتری دریافت کنند. همین امر باعث افزایش بازدهی اوراق قرضه بلندمدت در ایالات متحده و سایر کشورها شده است. steepening yield curve یا همان شیبدار شدن منحنی بازده، یکی از نشانههای اصلی همین موضوع است. این اتفاق میتواند نشاندهنده رشد انتظارات تورمی و در عین حال تمایل به حفظ ارزش سرمایه در بلندمدت باشد.
افت ارزش دلار تنها محدود به بازارهای آمریکا نیست، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز سایه میاندازد. بسیاری از کشورها که بدهیهای خود را به دلار پرداخته و تأمین مالی میکنند، در شرایط کاهش ارزش دلار شاهد تغییر در توازن مالی خود هستند. از طرف دیگر، کشورهای صادرکننده کالاهای اساسی نیز با تغییرات نرخ دلار در قیمتگذاری محصولات خود دچار چالش میشوند. به همین دلیل، کاهش ارزش دلار میتواند به بیثباتی اقتصادی در سطح بینالمللی منجر شود و کشورها را به سمت سیاستهای جایگزین هدایت کند.
با توجه به روند نزولی ارزش دلار و شرایط سیاسی–اقتصادی آمریکا، به نظر میرسد که سرمایهگذاران جهانی بیش از گذشته به سمت داراییهای جایگزین حرکت کنند. طلا و رمزارزها از مهمترین این گزینهها هستند. همچنین بازارهای نوظهور و املاک میتوانند بهعنوان پناهگاههای جدید سرمایه شناخته شوند. اگر وضعیت کاهش ارزش دلار ادامه یابد، این امر میتواند باعث آغاز یک چرخه صعودی در بازار رمزارزها و رشد ارزش داراییهای امن همچون طلا شود. به همین دلیل، سرمایهگذاران باید با دید استراتژیک به این تغییرات نگاه کنند و پرتفوی خود را بر اساس واقعیتهای جدید اقتصادی تنظیم نمایند.
در مجموع، افت ارزش دلار آمریکا تنها یک تغییر مقطعی در بازار ارز نیست، بلکه پیامی جدی درباره وضعیت اقتصادی و مالی جهان دارد. این اتفاق نهتنها اعتماد سرمایهگذاران به داراییهای فیات را کاهش داده است، بلکه مسیر جدیدی برای رشد رمزارزها و تقویت بازار طلا ایجاد کرده است. از این رو، هرگونه تصمیمگیری در حوزه سرمایهگذاری نیازمند شناخت دقیق ارتباط میان دلار، طلا، رمزارزها و بازارهای مالی جهانی خواهد بود.
افزایش بازده اوراق قرضه دولتی در نقاط مختلف جهان، از جمله ایالات متحده، بریتانیا، استرالیا و ژاپن، یکی از مهمترین تحولات اقتصادی اخیر است که میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای اقتصاد جهانی، بازارهای مالی و بهویژه بازار رمزارزها داشته باشد. در حالیکه فشارهای تورمی و سیاستهای بانکهای مرکزی همچنان موضوع اصلی اقتصاد جهانی هستند، تغییر در بازده بلندمدت اوراق قرضه باعث شکلگیری شرایطی شده است که سرمایهگذاران و تحلیلگران آن را نشانهای از تغییرات جدی در چشمانداز اقتصاد میدانند.
یکی از مهمترین دلایل بالا رفتن بازدهی اوراق قرضه، نگرانی از تورم جهانی است. در دورهای که بسیاری از بانکهای مرکزی سیاستهای تسهیلی در پیش گرفتهاند و نرخ بهرههای کوتاهمدت را پایین نگه داشتهاند، بازارها نسبت به رشد تورم در آینده نگران شدهاند. این نگرانی باعث شده است که سرمایهگذاران برای خرید و نگهداری اوراق قرضه بلندمدت تقاضای بازدهی بیشتری داشته باشند.
همچنین تغییر در ساختار بدهی دولتها یکی از عوامل مهم این روند است. بسیاری از کشورها در سالهای اخیر میزان زیادی از بدهیهای خود را به صورت کوتاهمدت منتشر کردهاند. این تصمیم حالا میتواند به ضرر آنها تمام شود، چرا که افزایش نرخهای بلندمدت فشار بیشتری بر بازارها وارد کرده و نیاز به پرداخت سود بالاتر را به همراه دارد.
منحنی بازده زمانی صعودی میشود که اختلاف بین نرخ بهره اوراق قرضه کوتاهمدت و بلندمدت افزایش یابد. این موضوع نشاندهنده آن است که سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت ریسک بیشتری دیده و نرخ بازده بالاتری طلب میکنند. steepening یا صعودی شدن منحنی بازده، معمولاً دو پیامد مهم دارد:
در چنین شرایطی، سرمایهگذاران معمولاً به داراییهای جایگزین مانند طلا و بیتکوین توجه بیشتری نشان میدهند؛ زیرا این داراییها در شرایط تورمی عملکرد بهتری داشتهاند.
همزمان با رشد بازده اوراق قرضه، شاخص دلار آمریکا (DXY) حدود ۱۱ درصد کاهش یافته است و این بزرگترین افت ارزش دلار از دهه ۱۹۷۰ تاکنون به شمار میرود. کاهش دلار باعث شده است که موسسات مالی و سرمایهگذاران به دنبال پناهگاههای امن جدیدی برای حفظ ارزش داراییهای خود باشند. افزایش قیمت طلا تا رکورد تاریخی ۳۵۷۸ دلار و رشد چشمگیر بیتکوین از جمله نشانههای این حرکت سرمایه است.
وقتی دلار تضعیف میشود و در عین حال تورم بالا میرود، نقدینگی به سمت داراییهایی با عرضه محدود مانند طلا، بیتکوین و اتریوم حرکت میکند. این مسئله میتواند مقدمهای برای ورود اقتصاد جهانی به چرخههای جدید سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال باشد.
یکی دیگر از ابعاد مهم ماجرا، فشارهای سیاسی بر بانکهای مرکزی است. بهطور خاص، فشارهای مکرر دولت آمریکا برای کاهش نرخ بهره جهت مدیریت بدهیهای دولتی، نگرانیهایی درباره استقلال فدرال رزرو ایجاد کرده است. این موضوع میتواند اعتماد سرمایهگذاران به سیاستهای پولی را کاهش داده و نوسانات بیشتری در بازار اوراق ایجاد کند.
وقتی بازار احساس کند که تصمیمگیریهای بانک مرکزی بیش از حد تحت تأثیر عوامل سیاسی قرار گرفته است، واکنش طبیعی، افزایش تقاضا برای بازده بالاتر در اوراق قرضه بلندمدت خواهد بود. این دقیقاً همان عاملی است که به steepening یا صعودیشدن بیشتر منحنی بازده دامن میزند.
افزایش بازده اوراق قرضه هم فرصت و هم تهدید برای سرمایهگذاران جهانی محسوب میشود. از یک سو، سرمایهگذاران محافظهکار میتوانند با خرید اوراق بلندمدت به سود بالاتری دست یابند. اما از سوی دیگر، افزایش هزینههای استقراض برای دولتها و شرکتها میتواند رشد اقتصادی را تحت فشار قرار دهد. در چنین شرایطی، داراییهای ریسکی مانند بیتکوین و سایر رمزارزها ممکن است بیش از گذشته جذاب به نظر برسند، چرا که تاریخ نشان داده است در زمان افت ارزش پولهای فیات و رشد تورم، این داراییها توانایی بالایی در حفظ ارزش دارند.
افزایش بازده اوراق قرضه و steepening منحنی بازده نه تنها یک پدیده مالی موقت نیست، بلکه نشانهدهنده تغییرات عمیق در ساختار اقتصاد جهانی است. این روند پیامدهای گستردهای بر بازار ارز، طلا و رمزارز خواهد داشت و میتواند عامل اصلی آغاز یک چرخه جدید سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال باشد. بهویژه اگر فشارهای تورمی ادامه یابد و بانکهای مرکزی نتوانند اعتماد بازار را جلب کنند، سرمایهگذاران بیش از پیش به سمت داراییهای کمیاب و غیرمتمرکز مانند بیتکوین حرکت خواهند کرد.
تورم جهانی و نقش سیاستهای پولی فدرال رزرو آمریکا در سالهای اخیر به یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر بازارهای مالی تبدیل شده است. در شرایطی که ارزش دلار آمریکا با کاهش روبهرو است و بازده اوراق قرضه بلندمدت رو به افزایش دارد، بسیاری از سرمایهگذاران به دنبال گزینههایی برای حفظ ارزش داراییهای خود هستند. یکی از این گزینهها، بیتکوین بهعنوان یک دارایی دیجیتال با عرضه محدود است که توانسته توجه سرمایهگذاران نهادی و خرد را جلب کند. اما در این میان، فشارهای سیاسی و نگرانیها درباره استقلال فدرال رزرو نیز به این معادله اضافه شده و تحلیل آینده بازارها را پیچیدهتر میسازد.
افزایش نرخ تورم، فدرال رزرو را با تصمیمات دشواری روبهرو میکند. از یک سو، کاهش تورم نیازمند سیاستهای سختگیرانه و افزایش نرخ بهره است؛ اما از سوی دیگر، این امر میتواند موجب رکود اقتصادی شود. در سال جاری میلادی، دادههای تورمی نشان میدهد که فشار قیمتی بر خانوارها و کسبوکارها افزایش یافته و همین موضوع موجب نگرانی سیاستگذاران شده است. در چنین شرایطی، داراییهایی مانند طلا و بیتکوین بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؛ زیرا ارزش خود را در برابر کاهش قدرت خرید دلار حفظ میکنند.
یکی از موضوعات مهمی که در ماههای اخیر مورد بحث قرار گرفته، فشارهای سیاسی بر فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره است. رؤسایجمهور آمریکا در دورههای مختلف تلاش کردهاند سیاستهای پولی را در راستای اهداف اقتصادی و سیاسی خود هدایت کنند. اما استقلال فدرال رزرو بهعنوان یک نهاد سیاستگذار، همیشه مورد بحث و بررسی بوده است. فشار بر رئیس این نهاد برای کاهش نرخ بهره، در حالیکه تورم همچنان بالاست، میتواند اعتبار این نهاد را تضعیف کند و بر اعتماد سرمایهگذاران جهانی تأثیر منفی بگذارد.
یکی از پدیدههای قابل مشاهده در بازارهای مالی اخیر، افزایش بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله در ایالات متحده و سایر کشورهاست. این موضوع که معمولاً در دوران کاهش نرخ بهره فدرال رزرو رخ نمیدهد، نشان میدهد که سرمایهگذاران انتظار بازگشت تورم و حتی رشد اقتصادی را دارند. افزایش بازده اوراق، درواقع بیانگر این است که سرمایهگذاران برای قرض دادن پول در بلندمدت، بازده بیشتری طلب میکنند. این موضوع موجب شده است منحنی بازدهی اوراق "شیبدارتر" شود، که خود نشانهای از پیچیدگی وضعیت اقتصادی است.
بیتکوین بهعنوان یک دارایی دیجیتال با عرضه محدود، در دورههای افزایش تورم مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد. همانطور که طلا سالها بهعنوان یک پناهگاه امن برای حفظ ارزش شناخته میشد، بسیاری معتقدند که بیتکوین در عصر جدید میتواند نقشی مشابه ایفا کند. هنگامی که ارزش دلار آمریکا کاهش مییابد و سیاستهای پولی غیرقابل پیشبینی میشوند، داراییهای غیرمتمرکز مانند بیتکوین بیش از پیش جذاب به نظر میرسند. آمارها نشان میدهد که بازدهی بیتکوین در سال جاری نزدیک به ۹۶ درصد بوده که نسبت به بسیاری از داراییها قابل توجه است.
یکی از عوامل کلیدی در تحلیل آینده اقتصاد جهانی، استقلال فدرال رزرو از فشارهای سیاسی است. اگر این نهاد نتواند سیاستهای خود را مستقل از خواستههای سیاسی تدوین کند، اعتماد بینالمللی به اقتصاد آمریکا کاهش مییابد. چنین شرایطی میتواند قدرت دلار را بیش از پیش تضعیف کند و سرمایهگذاران را به سمت انتخاب داراییهای جایگزین همچون بیتکوین و طلا سوق دهد. این موضوع برای کشورهایی که بخش بزرگی از ذخایر دلاری دارند، اهمیت دوچندانی پیدا میکند.
در مجموع، ترکیب عواملی همچون افزایش تورم، فشارهای سیاسی بر فدرال رزرو، و افزایش بازده اوراق قرضه، زمینهای برای جذب سرمایه به سمت داراییهای جایگزین مانند بیتکوین فراهم کرده است. استقلال یا وابستگی فدرال رزرو، میتواند نقشی اساسی در آینده دلار و سیاستهای پولی آمریکا ایفا کند. اگر این فشارها ادامه یابد و نرخ بهره بدون در نظر گرفتن شرایط تورمی کاهش یابد، احتمال وقوع یک چرخه صعودی جدید در بازار رمزارزها افزایش مییابد. بنابراین، سرمایهگذاران باید با دقت تحولات سیاسی و اقتصادی در ایالات متحده را رصد کنند؛ زیرا این عوامل مستقیماً بر مسیر حرکت بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال اثرگذار خواهند بود.
طلا همیشه بهعنوان یکی از امنترین پناهگاههای سرمایهگذاری در زمان بیثباتیهای اقتصادی شناخته شده است. هنگامی که ارزش دلار آمریکا کاهش مییابد یا نگرانیهای مربوط به تورم افزایش پیدا میکند، سرمایهگذاران به سمت داراییهای کمیاب و محدود حرکت میکنند. در حال حاضر، افزایش قیمت طلا و تمایل سرمایهگذاران به خرید آن نشان میدهد که جریان سرمایهای در حال شکلگیری است که تنها در طلا متوقف نمیشود و میتواند به سمت رمزارزهایی مانند بیتکوین و اتریوم نیز حرکت کند.
در طول تاریخ، طلا به دلیل کمیابی، دوامپذیری و قابلیت جابهجایی آسان همواره ارزشی پایدار داشته است. در زمانهایی که ارزهای فیات مانند دلار آمریکا دچار افت ارزش میشوند، سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود به خرید طلا روی میآورند. رکوردشکنی اخیر قیمت طلا تا سطح تاریخی نشان میدهد که تقاضا برای این فلز گرانبها به شدت افزایش یافته است. این موضوع ارتباط مستقیمی با نگرانیهای مربوط به افزایش تورم و سیاستهای مالی برخی کشورها دارد.
با وجود اینکه طلا جایگاه سنتی خود را بهعنوان یک دارایی امن حفظ کرده است، کارشناسان معتقدند که سرمایههای وارد شده به طلا میتواند در ادامه به سمت داراییهای دیجیتال کمیاب، مانند بیتکوین و اتریوم، جریان پیدا کند. تفاوت اصلی اینجاست که رمزارزهایی مانند بیتکوین عرضه ثابتی دارند؛ به طور مثال، تعداد کل بیتکوینهای قابل استخراج هرگز از ۲۱ میلیون بیشتر نخواهد شد. همین محدودیت عرضه، شباهتی میان طلا و بیتکوین ایجاد میکند و سبب میشود سرمایهگذاران در پی تنوعبخشی به پرتفوی خود بخشی از سرمایه طلا را به سمت ارزهای دیجیتال منتقل کنند.
کاهش شدید شاخص دلار آمریکا (DXY) در سال جاری نشاندهنده افت قدرت پول ملی آمریکا در برابر سایر ارزهای جهانی است. این افت ارزش، ضمن تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی، انگیزه سرمایهگذاران برای حرکت به سمت داراییهای ضد تورمی را افزایش داده است. در این شرایط، نه تنها طلا بلکه داراییهای نوینی مانند بیتکوین نیز به گزینهای جذاب برای حفظ سرمایه تبدیل شدهاند. چراکه سرمایهگذاران تلاش میکنند تا از کاهش قدرت خرید خود جلوگیری کنند و رمزارزها یکی از بهترین انتخابها برای چنین هدفی محسوب میشوند.
یکی از عوامل مهمی که به ورود بیشتر سرمایه به سمت بیتکوین کمک میکند، روند صعودی بازده اوراق قرضه بلندمدت است. افزایش بازده اوراق سیساله در حالی رخ داده که بسیاری از بانکهای مرکزی سیاستهای انبساطی اتخاذ کردهاند. همین موضوع فاصله میان بازده بلندمدت و کوتاهمدت را بیشتر کرده و منحنی بازدهی را شیبدارتر نموده است. این تغییرات در بازار اوراق قرضه نشانهای از نگرانی سرمایهگذاران نسبت به آینده تورم است و به طور سنتی، چنین شرایطی باعث افزایش تقاضا برای داراییهای کمیاب و ضدتورمی مانند بیتکوین میشود.
اینکه آیا طلا و بیتکوین رقیب یکدیگر محسوب میشوند یا میتوانند مکمل هم باشند، سوالی است که مدتها ذهن تحلیلگران مالی را به خود مشغول کرده است. واقعیت این است که بسیاری از سرمایهگذاران نهادی هر دو دارایی را در پرتفوی خود جای دادهاند. طلا به دلیل قدمت تاریخی و پذیرش جهانی، همچنان ستون اصلی داراییهای امن باقی مانده است. در مقابل، بیتکوین بهواسطه فناوری بلاکچین و عرضه محدود خود، گزینهای نوین و جذاب برای حفظ ارزش سرمایه محسوب میشود. در نتیجه، میتوان گفت سرمایهگذاران با ترکیب این دو دارایی در شرایط فعلی، ریسک پرتفوی خود را کاهش داده و از فرصتهای رشد بیشتر بهره میبرند.
با توجه به افزایش فشار تورمی و سیاستهای مالی غیرمتعارف کشورها، انتظار میرود که جریان نقدینگی عظیمی به سمت داراییهای کمیاب حرکت کند. طلا همچنان بخش بزرگی از این سرمایه را جذب خواهد کرد، اما بخش قابلتوجهی نیز به سمت بیتکوین و دیگر ارزهای دیجیتال خواهد رفت. این روند میتواند نه تنها موجب ادامه رشد قیمتها شود، بلکه احتمالاً آغازگر دورهای جدید در بازارهای مالی باشد که در آن رمزارزها نقش بیشتری در نظام اقتصادی جهانی ایفا خواهند کرد.
در نهایت، میتوان گفت که طلا و بیتکوین، هر دو در زمان بیثباتی اقتصادی بهعنوان پناهگاههای امن عمل میکنند. اما ویژگیهای نوین بیتکوین، همراه با دسترسی آسانتر و بازار نقدشونده آن، آیندهای روشنتر برای این دارایی دیجیتال رقم میزند. در این مسیر، سرمایهگذاران خرد و نهادی به دنبال بهرهبرداری از فرصتهای تاریخی در بازار داراییهای کمیاب خواهند بود.
بازارهای مالی جهان در سال جاری شاهد اتفاقاتی بودهاند که میتوانند مسیر آینده رمزارزها بهویژه بیتکوین را تحت تأثیر قرار دهند. کاهش ارزش دلار آمریکا، افزایش بازدهی اوراق قرضه بلندمدت و نگرانی از استقلال فدرال رزرو، همگی عوامل مهمی هستند که بر فضای اقتصادی اثر گذاشتهاند. این تحولات، در کنار صعود تاریخی قیمت طلا، باعث شدهاند که کارشناسان، بیتکوین را بهعنوان گزینهای جذاب برای سرمایهگذاران معرفی کنند.
شاخص دلار آمریکا (DXY) که ارزش دلار را در برابر سبدی از ارزهای خارجی میسنجد، از نیمه نخست سال تاکنون حدود ۱۱ درصد سقوط کرده و در سطحی نزدیک به ۹۸ واحد قرار گرفته است. چنین افتی از سال ۱۹۷۳ تاکنون بیسابقه بوده است. این موضوع بیانگر کاهش اعتماد نهادها و بانکهای بزرگ به ثبات مالی ایالات متحده است.
در چنین شرایطی بسیاری از سرمایهگذاران به دنبال داراییهایی با عرضه محدود و مصون از تورم رفتهاند. طلا یکی از نخستین مقاصد بوده و به رکورد تاریخی ۳,۵۷۸ دلار رسیده است. بر اساس تحلیلهای کارشناسان، بخشی از نقدینگی که وارد طلا شده، میتواند به سمت داراییهای دیجیتالی مانند بیتکوین و اتریوم نیز حرکت کند.
بازار اوراق قرضه جهانی نیز دستخوش تغییراتی قابل توجه شده است. برخلاف روند معمول، بازدهی اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا در دورهای که فدرال رزرو سیاستهای انبساطی و کاهش نرخ بهره را دنبال میکند، افزایش یافته است. این اتفاق ناشی از نگرانیهای تورمی و تغییر رویکرد دولتها در انتشار اوراق با سررسید کوتاهمدت است.
افزایش بازدهی اوراق بلندمدت، موجب شیبدار شدن منحنی بازدهی شده است. این وضعیت از یک سو نشاندهنده انتظار بالاتر تورم و از سوی دیگر منعکسکننده خوشبینی به رشد اقتصادی است. با این حال، برای سرمایهگذاران نتایجی دوگانه دارد: هزینه استقراض دولتها بالاتر میرود، اما داراییهای پرریسک مانند بیتکوین جذابتر میشوند.
فشارهای سیاسی بر فدرال رزرو، به ویژه از سوی رئیسجمهور وقت ایالات متحده برای کاهش نرخ بهره، بر نگرانیها افزوده است. برخی کارشناسان معتقدند تردیدها در مورد استقلال بانک مرکزی باعث شده تا سرمایهگذاران برای پوشش ریسک خود به داراییهایی همچون بیتکوین و طلا روی بیاورند.
به گفته شرکت سرمایهگذاری QCP Capital، نرخهای بالاتر در انتهای منحنی بازدهی بیانگر باقیماندن این نگرانیها و تشدید فضای عدم اطمینان در بازارهای مالی است. چنین شرایطی معمولا به نفع داراییهای دیجیتال تمام میشود.
بازدهی بیتکوین از ابتدای سال تاکنون نزدیک به ۹۶ درصد بوده است، هرچند حدود ۱۱ درصد کمتر از اوج تاریخی خود (۱۲۴,۵۴۵ دلار) معامله میشود. در مقابل، طلا رشد ۳۵ درصدی را تجربه کرده است. این اعداد نشان میدهند که گرچه سرمایهگذاران به فلزات گرانبها توجه ویژه داشتهاند، اما رمزارزها نیز همچنان در مسیر رشد قرار دارند.
کارشناسان معتقدند افزایش تورم و کاهش ارزش دلار میتواند جرقهای برای آغاز یک سوپر سایکل کریپتویی باشد؛ دورهای که در آن داراییهای دیجیتال رشدهای چشمگیر و بیسابقهای را تجربه میکنند. با توجه به عرضه محدود بیتکوین (۲۱ میلیون واحد) و افزایش تقاضای نهادی، بستر این چرخه بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است.
تلاقی چند عامل مهم اقتصادی — افت ارزش دلار، افزایش بازدهی اوراق قرضه، نگرانی از سیاستهای پولی فدرال رزرو و رشد تاریخی طلا — فضایی خاص برای بازارهای مالی جهانی رقم زده است. در این میان، بیتکوین بهعنوان یک دارایی کمیاب و مستقل از سیستم بانکی سنتی، بیش از همیشه مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است.
اگر تورم در سطح کنونی باقی بماند یا حتی افزایش یابد، داراییهایی چون بیتکوین میتوانند نه تنها بهعنوان سپری در برابر کاهش ارزش پول عمل کنند، بلکه به فرصتی برای سودآوری چشمگیر نیز تبدیل شوند. شاید بتوان گفت اکنون بهترین زمان برای توجه جدی به چشمانداز این رمزارز و آمادهسازی برای چرخهای تازه در بازار کریپتوکارنسی است.