کاردانو (Cardano) بار دیگر به تیتر خبرها بازگشته است، اما این بار با دلایلی که جسورانه، بحثبرانگیز و دشوار به نادیدهگرفتن هستند. چارلز هاسکینسون (Charles Hoskinson)، بنیانگذار کاردانو، ادعاهایی مطرح کرده که نه تنها ADA میتواند از اتریوم (Ethereum) پیشی بگیرد، بلکه دیفای مبتنی بر بیتکوین (Bitcoin DeFi) که آن را «غول خفته» مینامد، در نهایت سلطه اتریوم را کاملاً در هم خواهد شکست. این اظهارات بحثهای داغی را در سراسر رسانههای کریپتو شعلهور ساخته و کاردانو را مجدداً به کانون گفتوگوها پیرامون آینده بلاکچین بازگردانده است. در میان این بحثها، کاردانو به عنوان یکی از مدعیان اصلی برای سال ۲۰۲۵ برجسته شده است، انتخابی که از مسیر منحصربهفرد، زیرساخت قوی و چشمانداز بلندمدت آن نشأت میگیرد.
کاردانو همواره مسیری منحصر به فرد را در دنیای کریپتو طی کرده است. به جای عجله در عرضه ویژگیها به بازار، این شبکه بر پایه تحقیقات علمی دقیق و توسعه محتاطانه بنا شده است. در هسته اصلی کاردانو، پروتکل اجماع اثبات سهام (Proof-of-Stake) اُروبوروس (Ouroboros) قرار دارد که امنیت کارآمد و با مصرف انرژی پایین را فراهم میکند. ترکیب این پروتکل با مدل UTXO توسعهیافته (eUTXO)، تضمینکننده اجرای قطعی و کارمزدهای قابل پیشبینی است. این ویژگیها کاردانو را به شبکهای تبدیل کردهاند که توسعهدهندگان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند؛ زیرا قابلیت اطمینان بالا به آنها امکان میدهد تا بدون نگرانی از افزایش ناگهانی گس فی (Gas Fees)، به ساخت و توسعه برنامههای غیرمتمرکز (dApps) بپردازند. برای کاربران نیز این به معنای تراکنشهای مقرونبهصرفه و پایدار، حتی در اوج بار شبکه است.
اما آنچه واقعاً کاردانو را متمایز میکند، تنها زیربنای آکادمیک آن نیست، بلکه عمق تمرکززدایی آن است. تقریباً ۶۰ درصد از عرضه در گردش ADA به طور فعال در هزاران استخر جامعه استیک شده است. بر خلاف شبکههایی که تمایل به تمرکز قدرت دارند، کاردانو از مکانیسمهایی مانند سقف اشباع (Saturation Caps) برای تشویق به توزیع گستردهتر سهام استفاده میکند که به نوبه خود، امنیت و تابآوری شبکه را افزایش میدهد. در بازاری که تمرکززدایی از یک کلمه کلیدی به یک نگرانی واقعی تبدیل شده است، کاردانو به آرامی در حال ارائه نوعی از توزیع است که دیگران تنها میتوانند در مورد آن صحبت کنند.
در آستانه سال ۲۰۲۵، داستان مقیاسپذیری کاردانو دیگر فقط در مورد وعدهها نیست، بلکه به واقعیت تبدیل شده است. حیدرا (Hydra)، چارچوب مقیاسپذیری لایه ۲ (Layer 2) آن، به توسعه و بهبودهای خود ادامه میدهد، در حالی که دوره ولتر (Voltaire era) در حال آغاز حکمرانی واقعی مبتنی بر جامعه است. با اعطای قدرت تصمیمگیری پروتکل به دارندگان ADA و تخصیص بیش از ۷۰ میلیون دلار بودجه جدید برای توسعه، کاردانو سوخت لازم برای تکامل مداوم را در اختیار دارد. همچنین، دستاوردهای نهادی مانند درخواستهای Grayscale و New York Stock Exchange ARC برای یک ETF اسپات کاردانو (Spot Cardano ETF)، ADA را از یک پروژه صرفاً آکادمیک، به یک رقیب جدی برای پذیرش جریان اصلی تبدیل کرده است. همین امر سبب شده تا تحلیلگران آن را یکی از قویترین گزینههای پیشرو (sleeper picks) برای سال ۲۰۲۵ بنامند.
چارلز هاسکینسون همواره صریحاللهجه بوده و آخرین ادعای او جسورانهترین آنهاست: او معتقد است که کاردانو در نهایت از اتریوم پیشی خواهد گرفت. این فقط یک لافزنی بازاریابی نیست، بلکه ریشه در دیدگاه او دارد که بنیانهای اتریوم متزلزل است، در حالی که معماری کاردانو برای پایداری بلندمدت طراحی شده. او همچنین به گس فیهای گرانقیمت اتریوم و وابستگی آن به رولآپها (Roll-ups) و خطرات تمرکز اشاره میکند؛ ضعفهایی که کاردانو میتواند با ساختار تحقیقشده و مدل حکمرانی جامعهمحور خود بر آنها غلبه کند. این اظهارات در مقطعی کلیدی مطرح میشوند که ADA در محدوده ۸۰ تا ۹۰ سنت معامله میشود، در حالی که گمانهزنیها پیرامون تأیید ETFها و فصل بعدی آلتکوینها به سرعت در حال اوجگیری است.
روایت هاسکینسون در مورد ADA در برابر ETH با هدف قرار دادن کاردانو به عنوان یک شرط هوشمندانهتر برای چرخه بازار بعدی است. اگرچه اتریوم ممکن است مزیت پیشگامی و سهم بزرگی از ذهن توسعهدهندگان را داشته باشد، اما ادعای کاردانو این است که شبکهای پایدارتر، کارآمدتر و در نهایت آیندهنگرتر است. برای سرمایهگذاران و علاقهمندان به فضای وب ۳، این تنها به فناوری مربوط نمیشود، بلکه به حس و حال بازار نیز مرتبط است. اتریوم سالها دیفای و قراردادهای هوشمند را پیش برده است، اما ممکن است به بازده نزولی (diminishing returns) رسیده باشد. در همین حال، کاردانو برای مدت طولانی دستکم گرفته شده است و اگر حرکت بازار تغییر کند، پتانسیل رشد آن میتواند چشمگیر باشد. هاسکینسون این را میداند و پیام او مستقیماً به این ایده اشاره دارد که ADA نه تنها در حال رسیدن است، بلکه میتواند به طور کامل از اتریوم سبقت بگیرد. این رویکرد، کاردانو را به گزینهای جذاب برای کسانی که به دنبال داراییهای دیجیتال با پتانسیل رشد قوی در آینده هستند، تبدیل میکند.
چارلز هاسکینسون، بنیانگذار کاردانو، بار دیگر با ادعاهای جسورانه خود جامعه کریپتو را به چالش کشیده است. او معتقد است که نه تنها کاردانو (ADA) قادر به پیشی گرفتن از اتریوم خواهد بود، بلکه بخش دیفای مبتنی بر بیتکوین، که از آن به عنوان «غول خفته» یاد میکند، در نهایت میتواند سلطه اتریوم را به طور کلی بر هم بزند. این اظهارات جنجالی، بحثهای داغی را در سراسر رسانههای رمزارزی برانگیخته و بار دیگر کاردانو را در کانون گفتگوها درباره آینده بلاکچین قرار داده است.
این ادعا صرفاً یک خودنمایی تبلیغاتی نیست، بلکه ریشه در دیدگاه هاسکینسون دارد که زیربنای اتریوم متزلزل است، در حالی که معماری کاردانو به طور هدفمند برای پایداری بلندمدت طراحی شده است. او به هزینههای گس گران اتریوم، اتکای آن به رولآپها و ریسکهای تمرکزگرایی به عنوان نقاط ضعفی اشاره میکند که شبکه کاردانو با ساختار تحقیقاتی همتا و مدل حاکمیتمحور خود قادر به غلبه بر آنهاست. این اظهارنظرها در زمانی کلیدی مطرح میشوند که ADA در محدوده ۸۰ تا ۹۰ سنت معامله میشود و گمانهزنیها پیرامون تأیید ETF و فصل بعدی آلتکوینها به سرعت در حال افزایش است. روایت هاسکینسون از برتری ADA بر ETH، کاردانو را به عنوان یک گزینه هوشمندانهتر برای چرخه آتی بازار معرفی میکند.
کاردانو همواره مسیری منحصر به فرد را در دنیای کریپتو طی کرده است. به جای عجله در ارائه ویژگیها به بازار، این شبکه بر پایه تحقیقات بررسیشده توسط همتایان و توسعه دقیق بنا شده است. هسته اصلی آن پروتکل اجماع اثبات سهام (Proof-of-Stake) اوروبوروس (Ouroboros) است که امنیت کممصرف انرژی را ارائه میدهد. وقتی این ویژگی با مدل UTXO توسعهیافته ترکیب میشود که اجرای قطعی و کارمزدهای قابل پیشبینی را تضمین میکند، شبکهای به دست میآید که توسعهدهندگان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. برای توسعهدهندگان، این قابلیت اطمینان به معنای امکان ساخت و توسعه بدون نگرانی در مورد افزایش ناگهانی هزینههای گس است؛ و برای کاربران، به این معناست که تراکنشها حتی تحت بار بالا، مقرونبهصرفه و پایدار باقی میمانند.
اما آنچه واقعاً کاردانو را متمایز میکند، صرفاً بنیاد آکادمیک آن نیست؛ بلکه عمق غیرمتمرکز بودن آن است. تقریباً ۶۰ درصد از عرضه در گردش ADA به طور فعال در هزاران استخر جامعه استیک شده است. برخلاف شبکههایی که تمایل به تمرکز قدرت دارند، کاردانو از مکانیزمهایی مانند سقف اشباع (saturation caps) برای تشویق پراکندگی سهام استفاده میکند که به نوبه خود هم امنیت و هم انعطافپذیری شبکه را تقویت میکند. در بازاری که غیرمتمرکزسازی از یک کلمه کلیدی به یک نگرانی واقعی تبدیل شده، کاردانو بیسروصدا نوعی از توزیع را ارائه میدهد که دیگران فقط میتوانند در مورد آن صحبت کنند.
هاسکینسون، اتریوم را متهم میکند که لایه پایه خود را با هدایت بیشتر فعالیتها به رولآپهای لایه ۲ تهی میکند. او استدلال میکند که این رولآپها وفاداری به اتریوم ندارند و اگر اقتصاد بهتری در جای دیگر ظاهر شود، کاربران و نقدینگی میتوانند مهاجرت کنند. این یک نکته معتبر است: در حالی که رولآپها مقیاسپذیری را حل میکنند، تمایل به ایجاد پراکندگی و تضعیف ارزش اقتصادی مستقیم اتریوم دارند. او همچنین به انگیزههای ناهماهنگ اشاره میکند؛ این رولآپها بیشتر کارمزدها و پاداشها را جذب میکنند و زنجیره اصلی اتریوم را با ترافیک اقتصادی کمتری مواجه میسازند. اگر رولآپها توکنهای مخصوص خود را بپذیرند، پتانسیل کسب درآمد اتریوم میتواند بیش از پیش کاهش یابد.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۵، داستان مقیاسپذیری کاردانو دیگر فقط در مورد وعدهها نیست، بلکه در مورد ارائه واقعی است. هیدرا (Hydra)، چارچوب مقیاسبندی لایه ۲ آن، به بهبودها ادامه میدهد، در حالی که دوره ولتر (Voltaire) در حال آغاز حاکمیت واقعی جامعه است. با دارندگان ADA که اکنون تصمیمات پروتکل را هدایت میکنند و بیش از ۷۰ میلیون دلار بودجه جدید برای توسعه تخصیص یافته است، کاردانو سوخت لازم برای تکامل را در اختیار دارد. علاوه بر این، نقاط عطف نهادی مانند درخواستهای شرکت Grayscale و NYSE Arca برای یک ETF اسپات کاردانو، ADA را دیگر صرفاً یک پروژه آکادمیک نمیداند، بلکه یک رقیب جدی برای پذیرش جریان اصلی محسوب میشود. این دقیقاً همان دلیلی است که تحلیلگران اکنون کاردانو را یکی از قویترین گزینههای پنهان سال ۲۰۲۵ میدانند.
برای سرمایهگذاران، این بحث فقط در مورد فناوری نیست، بلکه در مورد احساسات بازار نیز هست. اتریوم سالها دیفای و قراردادهای هوشمند را پیشرو بوده است، اما ممکن است در حال رسیدن به بازدهی نزولی باشد. در همین حال، کاردانو برای مدت طولانی دستکم گرفته شده است که اگر این حرکت تغییر کند، پتانسیل صعودی آن میتواند انفجاری باشد. هاسکینسون به خوبی از این موضوع آگاه است و پیام او مستقیماً به این ایده اشاره دارد که ADA نه تنها در حال رسیدن است، بلکه میتواند از اتریوم پیشی بگیرد.
هاسکینسون همچنین هشدار میدهد که اثرات شبکهای اتریوم برای همیشه از آن محافظت نخواهند کرد. به گفته او، موسسات به طور خاص به اتریوم اهمیت نمیدهند؛ آنها به هزینه، انطباق و عملکرد اهمیت میدهند. بنابراین، اگر شبکههایی مانند کاردانو برتری خود را در پذیرش اثبات کنند، تغییر میتواند سریع باشد. منتقدان استدلال میکنند که پایگاه توسعهدهندگان و نقدینگی اتریوم به آن اینرسی فوقالعادهای میدهد، اما حتی آنها نیز اعتراف میکنند که اتریوم قربانی موفقیت خود است و بنابراین بار سنگین میراثی را به دوش میکشد که نوآوری را کند میکند. حکم هاسکینسون قاطع است: اتریوم ممکن است بقا یابد، اما نه در شکل فعلیاش. بنابراین، چه موافق باشید و چه نه، انتقادات او با بسیاری از رقبای اتریوم همراستا است و بحثهای مهمی را در اکوسیستم کریپتو برمیانگیزد.
در فضای پویای کریپتو و بلاکچین، ادعاهای جسورانهای مطرح میشود که میتواند چشمانداز مالی دیجیتال را دستخوش تغییر کند. یکی از این ادعاها که از سوی چارلز هاسکینسون، بنیانگذار کاردانو، مطرح شده، به پتانسیل عظیم دیفای بیتکوین اشاره دارد. او با صراحت اعلام کرده که دیفای بیتکوین، که آن را "غول خفته" مینامد، نه تنها میتواند جایگاه اتریوم را به عنوان پلتفرم پیشرو قراردادهای هوشمند و دیفای به چالش بکشد، بلکه میتواند سلطه آن را به طور کامل از بین ببرد. این گفتهها بحثهای داغی را در سراسر رسانههای کریپتو برانگیخته و کاردانو را بار دیگر به کانون گفتوگوها درباره آینده بلاکچین بازگردانده است. در این بخش، به بررسی عمیقتر این ادعا و دلایل پشت آن خواهیم پرداخت که چرا دیفای بیتکوین پتانسیل تبدیل شدن به یک نیروی دگرگونکننده را دارد و چه معنایی برای اکوسیستم مالی غیرمتمرکز خواهد داشت.
هاسکینسون استدلال میکند که با وجود تسلط کنونی اتریوم بر فضای دیفای، این سیستم بر مبنای ساختارهای گرانقیمت و تکهتکه بنا شده است که به مجموعهای از راهحلهای لایه دوم (Roll-ups) وابسته است. این وابستگی به لایه دومها میتواند به گسستگی و پیچیدگی منجر شود. در مقابل، بیتکوین امنترین و نقدشوندهترین لایه پایه در کل اکوسیستم کریپتو محسوب میشود. این ویژگیهای ذاتی، آن را به بستری ایدهآل برای توسعه زیرساختهای جدید دیفای تبدیل میکند که میتواند تقاضای عظیمی را جذب کند. هاسکینسون این تحول را اجتنابناپذیر میداند و به اعتماد به برند و عمیقترین ذخیره سرمایه در میان تمامی ارزهای دیجیتال که بیتکوین از آن برخوردار است، اشاره میکند. این غول خفته با پتانسیل نقدینگی بیکران خود، آماده است تا در عرصه قراردادهای هوشمند و دیفای خودنمایی کند.
محدودیت تاریخی بیتکوین، فقدان قابلیت برنامهریزی پیشرفته بوده است. اما این وضعیت به سرعت در حال تغییر است. با ظهور راهحلهای جدید لایه دوم (Layer 2 solutions)، سایدچینها (Sidechains) و پروتکلهایی که امکان وامدهی، استیبل کوینها و داراییهای توکنشده را مستقیماً بر بستر بیتکوین فراهم میکنند، راه برای دیفای بیتکوین هموار شده است. این نوآوریها به تدریج موانع فنی را برطرف کرده و امکان ایجاد اکوسیستمهای مالی پیچیدهتر را بر روی امنترین و نقدشوندهترین بلاکچین جهان فراهم میآورند. هاسکینسون معتقد است که به محض استقرار کامل این "ریلهای" جدید، نقدینگی عظیمی به این سیستم سرازیر خواهد شد که آنچه اتریوم تاکنون ساخته است را بسیار کوچکتر جلوه خواهد داد. این پیشرفتها، مسیر را برای بیتکوین هموار میکنند تا به یک پلتفرم قرارداد هوشمند قدرتمند و رقیبی جدی برای اتریوم تبدیل شود.
زمان این تحولات نمیتواند جذابتر از این باشد. با توجه به اینکه صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) بیتکوین اسپات، میلیاردها دلار را به سمت این دارایی دیجیتال هدایت میکنند، مرز بعدی توسعه میتواند ساخت اکوسیستم دیفای بر روی آن باشد. اگر دیفای بیتکوین به واقعیت بپیوندد، سلطه اتریوم در این حوزه ممکن است دچار فرسایش شود. در این سناریو، پروژههایی مانند کاردانو و ریپل (XRP)، که هر دو برای مقیاسپذیری و کارایی طراحی شدهاند، میتوانند موقعیت بسیار خوبی برای ادغام در یک سیستم مالی چند زنجیرهای (Multi-chain financial system) جدید پیدا کنند. این ادعاها، سؤالات اساسی را در مورد آینده بلاکچین مطرح میکنند: آیا اتریوم میتواند سلطه خود را در حالی که لایه دومها ارزش را از آن دور میکنند، حفظ کند؟ آیا پایگاه نقدینگی بیتکوین آن را به یک اکوسیستم دیفای جدید تبدیل خواهد کرد؟ و اینها بحثهایی هستند که فصل بعدی کریپتو را تعریف خواهند کرد و میتوانند چشمانداز فعلی را به کلی به چالش بکشند و فرصتهای بیسابقهای را برای سرمایهگذاران و توسعهدهندگان در حوزه وب۳ فراهم آورند.
چارلز هاسکینسون، بنیانگذار کاردانو، تنها به تمجید از اکوسیستم خود بسنده نکرده، بلکه بهطور ساختارمند و با استدلالهایی قوی، نقاط ضعف اتریوم را نیز مورد انتقاد قرار داده است. او معتقد است که زیربنای اتریوم سست است و چالشهای متعددی پیش روی آن قرار دارد که میتواند برتری فعلی این پلتفرم قراردادهای هوشمند را در آینده تضعیف کند. این نقدها در زمانهای مطرح میشوند که رقابت در فضای دیفای و بلاکچین به اوج خود رسیده و پروژههای جدید با راهکارهای نوآورانه، در تلاش برای کسب سهم بیشتری از بازار اکوسیستم بلاکچین هستند. در ادامه به بررسی دقیقتر این انتقادات میپردازیم تا درک بهتری از چشمانداز آینده بلاکچین اتریوم و جایگاه رقابتی آن داشته باشیم.
یکی از اصلیترین نقدهای هاسکینسون به اتریوم، بحث تهی شدن لایه پایه آن است. او استدلال میکند که اتریوم با سوق دادن بیشتر فعالیتها به رولآپهای لایه ۲، در حال از بین بردن ارزش ذاتی لایه اصلی خود است. این رولآپها، که راهحلهایی برای افزایش مقیاسپذیری هستند، به باور هاسکینسون وفاداری خاصی به اتریوم ندارند. به عبارت دیگر، اگر شرایط اقتصادی بهتر یا مزایای رقابتی بیشتری در سایر اکوسیستمها یا رولآپها ظاهر شود، کاربران و نقدینگی میتوانند به سرعت مهاجرت کنند. این پدیده، در حالی که مشکل مقیاسپذیری را حل میکند، به پراکندگی و تقسیم شدن ارزش اقتصادی اتریوم منجر میشود و میتواند به تدریج از قدرت و جذابیت مستقیم زنجیره اصلی اتریوم بکاهد. این موضوع یک نگرانی جدی برای پایداری بلندمدت یک پروتکل محسوب میشود، زیرا وابستگی بیش از حد به راهحلهای خارج از لایه پایه میتواند به کاهش ارزش اصلی شبکه منجر شود.
هاسکینسون به عدم همسویی انگیزهها در اکوسیستم اتریوم نیز اشاره میکند. او بیان میدارد که رولآپهای لایه ۲ بخش عمدهای از کارمزدها و پاداشها را به خود اختصاص میدهند و در نتیجه، ترافیک اقتصادی کمتری برای زنجیره اصلی اتریوم باقی میماند. این مسئله میتواند به تدریج درآمدزایی و انگیزه برای نگهداری و توسعه زنجیره اصلی اتریوم را کاهش دهد. اگر این رولآپها شروع به استفاده از توکنهای بومی خود کنند، پتانسیل کسب درآمد اتریوم حتی بیشتر نیز افت خواهد کرد. علاوه بر این، هاسکینسون به ریسکهای تمرکززدایی در فرآیند استیکینگ اتریوم اشاره دارد. او معتقد است که این عوامل در کنار هم، معماری اتریوم را شکننده نشان میدهد. او همچنین به شدت از رویکرد اتریوم در مقیاسپذیری از طریق "Shared State Scaling" انتقاد کرده و سیستمهای دانش صفر (Zero-Knowledge Systems) و کدهای دارای اثبات (Proof-Carrying Code) را جایگزینهای کارآمدتری میداند که میتوانند در نهایت مدل فعلی اتریوم را منسوخ کنند. این دیدگاه بر اهمیت اصول تمرکززدایی و کارایی در طراحی معماری بلاکچین تأکید دارد.
در نهایت، هاسکینسون هشدار میدهد که اثرات شبکه اتریوم برای همیشه از آن محافظت نخواهد کرد. او استدلال میکند که موسسات مالی و سرمایهگذاران بزرگ، به طور خاص به خود اتریوم علاقهمند نیستند، بلکه به دنبال فاکتورهایی نظیر هزینه، انطباقپذیری (compliance) و عملکرد هستند. اگر شبکههایی مانند کاردانو بتوانند برتری خود را در این زمینهها ثابت کنند و پذیرش بالاتری به دست آورند، جابجایی سرمایه و کاربران میتواند به سرعت اتفاق بیفتد. در حالی که منتقدان بر پایگاه توسعهدهندگان گسترده و نقدینگی قابل توجه اتریوم به عنوان مزایای رقابتی آن تأکید میکنند، حتی آنها نیز اذعان دارند که اتریوم قربانی موفقیت خود شده است. این موفقیت، بار سنگینی از بدهیهای فنی و میراثی را بر دوش اتریوم گذاشته که نوآوری را کند میکند. حکم هاسکینسون صریح است: اتریوم ممکن است زنده بماند، اما نه به شکل کنونی خود. این نقدها با دیدگاه بسیاری از رقبای اتریوم همسو است و بر نیاز به نوآوری مستمر و پاسخگویی به تقاضاهای رو به رشد بازار وب۳ تأکید دارد.
کاردانو همواره مسیری منحصربهفرد را در دنیای کریپتو طی کرده است. به جای عجله در ارائه ویژگیهای جدید به بازار، بر پایهای از تحقیقات دانشگاهی و توسعهای دقیق بنا شده است. هسته اصلی آن، پروتکل اجماع اثبات سهام (Proof-of-Stake) اوروبوروس (Ouroboros) است که امنیتی با مصرف انرژی بهینه را فراهم میکند. با ترکیب این پروتکل با مدل UTXO توسعهیافته که اجرای قطعی و کارمزدهای قابل پیشبینی را تضمین میکند، کاردانو شبکهای را ایجاد کرده است که توسعهدهندگان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. این قابلیت اطمینان به توسعهدهندگان امکان میدهد تا بدون نگرانی از افزایش ناگهانی گسفی، برنامههای خود را بسازند و برای کاربران نیز به معنای ثبات و مقرونبهصرفه بودن تراکنشها حتی تحت بار بالا است.
آنچه واقعاً کاردانو را متمایز میکند، صرفاً بنیاد آکادمیک آن نیست، بلکه عمق تمرکززدایی آن است. تقریباً ۶۰ درصد از عرضه در گردش آدا (ADA) به طور فعال در هزاران استخر جامعهای سهامگذاری شده است. برخلاف شبکههایی که تمایل به تمرکز قدرت دارند، کاردانو از مکانیسمهایی مانند سقفهای اشباع (Saturation Caps) برای تشویق توزیع سهام استفاده میکند که به نوبه خود امنیت و انعطافپذیری شبکه را تقویت میکند. در بازاری که تمرکززدایی از یک کلمه کلیدی به یک نگرانی واقعی تبدیل شده، کاردانو بیصدا توزیعی را ارائه میدهد که سایرین فقط میتوانند درباره آن صحبت کنند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۵، داستان مقیاسپذیری کاردانو دیگر فقط در مورد وعدهها نیست، بلکه به واقعیت تبدیل شده است. هیدرا (Hydra)، چارچوب مقیاسپذیری لایه ۲ آن، به بهبودهای خود ادامه میدهد، در حالی که دوره ولتر (Voltaire) حاکمیت واقعی جامعه را به ارمغان میآورد. با هدایت تصمیمات پروتکل توسط دارندگان آدا و اختصاص بیش از ۷۰ میلیون دلار بودجه جدید برای توسعه، کاردانو سوخت لازم برای ادامه تکامل را دارد. نقاط عطف نهادی مانند درخواستهای شرکت Grayscale و بورس اوراق بهادار نیویورک ARC برای یک صندوق قابل معامله در بورس (ETF) کاردانو نیز نشان میدهد که آدا دیگر صرفاً یک پروژه آکادمیک نیست، بلکه یک رقیب جدی برای پذیرش جریان اصلی است. به همین دلیل تحلیلگران آن را یکی از قویترین گزینههای پنهان برای سال ۲۰۲۵ مینامند.
چارلز هاسکینسون، بنیانگذار کاردانو، هرگز از گفتن حرفهای رک و بیپرده ابایی نداشته است و جدیدترین اظهارات او جسورانهترین آنهاست: او معتقد است که کاردانو در نهایت از اتریوم پیشی خواهد گرفت. این فقط یک لاف بازاریابی نیست، بلکه ریشه در این دیدگاه او دارد که زیربناهای اتریوم متزلزل هستند، در حالی که معماری کاردانو بهطور خاص برای پایداری بلندمدت طراحی شده است. او همچنین به کارمزدهای بالای گس اتریوم، و اتکا به رولآپها (راهحلهای مقیاسپذیری لایه ۲) و خطرات تمرکزگرایی به عنوان نقاط ضعف اشاره میکند؛ نقاط ضعفی که شبکه کاردانو میتواند با ساختار بازبینیشده توسط همتایان (Peer-Reviewed Structure) و مدل مبتنی بر حاکمیت خود بر آنها غلبه کند. این اظهارات در مقطعی کلیدی مطرح میشود که آدا در محدوده ۸۰ تا ۹۰ سنت معامله میشده و گمانهزنیها در مورد تأیید ETFها و فصل آلتکوین بعدی به سرعت در حال افزایش است. روایت هاسکینسون از «آدا در برابر اتریوم» با هدف قرار دادن کاردانو به عنوان یک گزینه هوشمندانهتر برای چرخه بازار بعدی است. اتریوم ممکن است مزیت پیشگامی و سهم بیشتری از ذهن توسعهدهندگان را داشته باشد، اما پیشنهاد کاردانو این است که شبکهای پایدارتر، کارآمدتر و در نهایت آیندهنگرتر است. برای سرمایهگذاران، این فقط مربوط به فناوری نیست؛ بلکه مربوط به احساسات بازار است. اتریوم سالها دیفای (DeFi) و قراردادهای هوشمند را پیش برده است، اما ممکن است به بازدهی کاهشی برسد. در همین حال، کاردانو برای مدت طولانی دستکم گرفته شده است که اگر حرکت بازار تغییر کند، پتانسیل رشد انفجاری آن میتواند چشمگیر باشد. هاسکینسون این را میداند و پیام او مستقیماً به این ایده اشاره میکند که آدا صرفاً در حال رسیدن نیست، بلکه میتواند از اتریوم به طور کلی پیشی بگیرد.
هاسکینسون در همان نفس که گفت کاردانو میتواند از اتریوم پیشی بگیرد، بمب خبری دیگری را نیز مطرح کرد: دیفای بیتکوین، "غول خفته"، در نهایت اتریوم را به عنوان پلتفرم پیشرو قراردادهای هوشمند و دیفای کنار خواهد زد. استدلال او چیست؟ در حالی که دیفای اتریوم امروز غالب است، بر سیستمهای گرانقیمت و تکهتکه شدهای بنا شده است که به مجموعهای از رولآپهای لایه ۲ متکی هستند. بیتکوین، برعکس، امنترین و نقدشوندهترین لایه پایه در کل اکوسیستم کریپتو است. با توسعه زیرساختهای جدید دیفای، میتواند تقاضای عظیمی را جذب کند. هاسکینسون این را اجتنابناپذیر میداند و میگوید بیتکوین امروز اعتماد برند و عمیقترین ذخیره سرمایه را در کریپتو دارد. از نظر تاریخی، محدودیت آن قابلیت برنامهنویسی بوده است، اما این با ظهور راهحلهای جدید لایه ۲، سایدچینها و پروتکلهایی که اکنون امکان وامدهی، استیبلکوینها و داراییهای توکنیزهشده را که مستقیماً به بیتکوین متصل هستند، به سرعت در حال تغییر است. هاسکینسون معتقد است که با استقرار این زیرساختها، نقدینگی به قدری سرازیر خواهد شد که آنچه اتریوم تاکنون ساخته است را تحتالشعاع قرار میدهد. زمانبندی این ادعا نمیتوانست جالبتر باشد؛ با ETFهای اسپات بیتکوین که از قبل میلیاردها دلار به بیتکوین سرازیر کردهاند، مرز بعدی ممکن است ساخت دیفای بر روی آن باشد. و اگر دیفای بیتکوین به واقعیت تبدیل شود، تسلط اتریوم میتواند از بین برود. در این میان، پروژههایی مانند کاردانو و XRP، که هر دو برای مقیاسپذیری و کارایی طراحی شدهاند، میتوانند موقعیت بسیار خوبی برای ادغام در سیستم مالی چندزنجیرهای جدید داشته باشند.
هاسکینسون صرفاً به طور تصادفی از اتریوم انتقاد نکرده است؛ او یک پرونده ساختارمند علیه آن مطرح کرده است. اولاً، او استدلال میکند که اتریوم با سوق دادن بیشتر فعالیتها به رولآپهای لایه ۲، لایه پایه خود را تهی میکند. و این رولآپها، به گفته او، وفاداری به اتریوم ندارند و اگر اقتصاد بهتری در جای دیگری ظاهر شود، آن کاربران و نقدینگی میتوانند مهاجرت کنند. این یک نکته معتبر است؛ در حالی که رولآپها مشکل مقیاسپذیری را حل میکنند، تمایل به ایجاد تکهتکه شدن و تضعیف ارزش اقتصادی مستقیم اتریوم دارند. ثانیاً، او به انگیزههای ناهماهنگ اشاره میکند. این رولآپها بیشتر کارمزدها و پاداشها را جذب میکنند و زنجیره اصلی اتریوم را با ترافیک اقتصادی کمتری مواجه میسازند. اگر رولآپها توکنهای خود را نیز اتخاذ کنند، پتانسیل درآمد اتریوم میتواند حتی بیشتر کاهش یابد. با ترکیب همه اینها با خطرات تمرکزگرایی در استیکینگ، هاسکینسون معتقد است که معماری اتریوم شکننده به نظر میرسد. او همچنین به اتکای اتریوم بر مقیاسپذیری حالت مشترک انتقاد میکند و استدلال میکند که سیستمهای دانش صفر (Zero-Knowledge Systems) و کدهای دارای اثبات (Proof-Carrying Code) میتوانند در نهایت مدل اتریوم را به عنوان جایگزینهای کارآمدتر جابجا کنند. در نهایت، هاسکینسون هشدار میدهد که اثرات شبکه اتریوم برای همیشه از آن محافظت نخواهند کرد. او میگوید مؤسسات به طور خاص به اتریوم اهمیت نمیدهند؛ آنها به هزینه، انطباق و عملکرد اهمیت میدهند. بنابراین، اگر شبکههایی مانند کاردانو برتری خود را در پذیرش ثابت کنند، این تغییر میتواند سریع اتفاق بیفتد. منتقدان استدلال میکنند که پایگاه توسعهدهندگان و نقدینگی اتریوم به آن اینرسی باورنکردنی میدهد. اما حتی آنها نیز اعتراف میکنند که اتریوم قربانی موفقیت خود است و بنابراین بارهای میراثی را حمل میکند که نوآوری را کند میکند. و حکم هاسکینسون قاطع است: اتریوم ممکن است زنده بماند، اما نه به شکل فعلی خود. پس چه با آن موافق باشید چه نباشید، انتقادات او با بسیاری از رقبای اتریوم همخوانی دارد.
چارلز هاسکینسون بار دیگر چالش بزرگی را مطرح کرده و جامعه کریپتو در حال گوش دادن است. از یک سو، او کاردانو را به عنوان یک گزینه پنهان ارزشمند معرفی میکند: امن، غیرمتمرکز، و اکنون با حاکمیت واقعی و ارتقاءهای مقیاسپذیری در حال شتاب گرفتن. اما از سوی دیگر، او به طور مستقیم بر تسلط اتریوم تاخته و ادعا میکند که آدا میتواند از آن پیشی بگیرد و ظهور بیتکوین به عنوان یک قدرت دیفای میتواند اقتصاد قراردادهای هوشمند را به طور کلی تغییر دهد. تصویر بزرگتر در اینجا مربوط به تعصبات قبیلهای نیست، بلکه مربوط به سوالاتی است که این ادعاها مطرح میکنند. آیا اتریوم واقعاً میتواند تسلط خود را حفظ کند در حالی که لایههای دوم (Layer 2) ارزش را از آن دور میکنند؟ آیا پایگاه نقدینگی بیتکوین آن را به یک اکوسیستم دیفای جدید تبدیل خواهد کرد؟ و آیا کاردانو میتواند در نهایت شهرت «کند اما پیوسته» خود را کنار بگذارد و خود را در یک چرخه صعودی کامل اثبات کند؟ اینها بحثهایی هستند که فصل بعدی کریپتو را تعریف خواهند کرد. در نهایت، تصمیمگیری درباره آینده این رقابت پیچیده بر عهده هر فعال بازار است. در این مسیر پرنوسان، توصیه میشود همواره با تحقیق و آگاهی کامل، به بررسی پروژهها بپردازید و به یاد داشته باشید که موفقیت در دنیای کریپتو نیازمند اطلاعات بهروز و درک عمیق از فناوریهای زیربنایی است. اطلاعات خود را بهروز نگه دارید، زودتر از دیگران مطلع شوید و همیشه به یاد داشته باشید که آینده متعلق به کسانی است که از امروز برای آن آماده میشوند. این مقاله صرفاً جهت اطلاعرسانی بوده و شامل هیچ توصیه سرمایهگذاری نیست.